پنج شنبه ٢٤ آبان ١٣٩٧ فارسي|عربي
 
صفحه اصلی|ايران|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|سوالات متداول|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت
Title
iran
دماوند
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر:
[عضویت]
NewsletterSignup
نام :   
ایمیل :   
جوابیه دکتر عبد الحمید الانصاری یکی از نویسندگان قطر به مجموعه ادعاهای واهی یکی از خطبای نماز جمعه در شهر ریاض تاريخ درج : 1388/11/04
منبع : روزنامه الوطن
"خدا حافظی با سمینارهای تقریب بین مذاهب اسلامی" بسیار مایه ی اندوه و تاسف است که فردی از تریبون نماز جمعه برای اهانت کردن به دیگر پیروان مذاهب استفاده می کند و از این مکان مقدس به عنوان ابزار تبلیغاتی و توهین استفاده میکند این اتفاقی است که در ریاض افتاده که خطیبی با قرار گرفتن در پشت تریبون خانه ی خدا به برادران شیعه مذهب توهین روا می دارد و مراجع ایشان را مورد هتک قرار می دهد .در حقیقت این مجموعه توهینها که متوجه سیصد میلیون مسلمان شیعه شد و مرجع دینی ایشان حضرت آیت الله سیستانی را مورد هتک قرار داد و صفات زشت و ناپسندی را به ایشان نسبت داد قلب جمعیت سیصد میلیونی شیعه را جریحه دار نمود.این از تقوا به دور است که فردی در خانه ی خدا با توهین کردن به مسلمانان وحدت را از بین ایشان بزداید و تفرقه و انشقاق را بین صفوف آنها حاکم نماید و بذر کین و نفرت را در دل مسلمین بکارد و با این کار حرمت خانه ی خدا و حرمت نماز جمعه و حرمت آبروی مسلمان را یکجا ببرد و ان را مورد تخطئه قرار دهد . این قبیل توهینها و این مایه اعمال تنها باعث می شود که برادران دینی خود و هموطنان خود را از خود برنجانیم و آنها احساس کنند که مورد ستم و ظلم قرار گرفته اند و این عمل تنها در حیطه ی ستم قابل تعریف می باشد و نوعی بغی است که خداوند متعال در قران از آن چنین یاد نموده: یا ایها الناس انما بغیکم علی انفسکم بر ما نویسندگان و روشنفکران و اصحاب فرهنگ و خرد و نیز تمامی مراکز و موسسات مذهبی و دینی لازم و فرض است که این قبیل اعمال ناشایست را محکوم نماییم چرا که این اعمال فقط لطمه زننده به تعالیم دینی و آداب دعوت اسلامی است . مجموعه صحبتها و ابرازات این خطیب ( و نه خطبه چرا که شان و منزلت خطبه که در نماز جمعه قرائت می شود بسیار والاتر و بالاتر از آنی است که بتوان مجموعه صحبتهای این خطیب را خطبه خواند) هم به صورت نوار و هم بصورت سی دی در دو قالب صوتی و تصویری ضبط شده است و در اینترنت قابل دسترسی است که مطمئنا مجموعه صحبتهای وی نه از طرف مردم عربستان و نه از طرف خادم حرمین مورد تائید نیست و نه تنها مورد تائید نیست بلکه با آنها در تناقض تام قرار دارد. شیخ عبد المحسن عبیکان در پاسخ به مجموعه صحبتهای این خطیب گفته: صحبتهای این خطیب به هیچ وجه نشانگر مواضع مسئولان حکومتی عربستان سعودی نیست چرا که خادم حرمین همواره سعی بر از بین بردن اختلافات بین مسلمانان داشته و داردو همواره آنها را به وحدت کلمه فرا می خواند و به هیچ وجه با افراطی گری که ثمره ای جز ایجاد اختلاف و پراکندگی بین صفوف مسلمین ندارد موافق نیست. وی همچنین اضافه نموده: باید در میان پیروان مذاهب مختلف اسلامی همزیستی مسالمت آمیز برقرار نمود و نباید اجازه داد که مسلمانان دل مشغول اختلافات طائفی و درگیری های عقیدتی شوندچرا که این کار خالی از فایده و سود است ضمن اینکه نسبت به رعایت احترام اهل علم و شعائر دینی که از سوی پیروان مذاهب مختلف اسلامی اموری مقدس و لازم الاحترام هستند همواره تاکید دارند و مجموعه صحبتهای این خطیب که در نماز جمعه بیان داشته به طور کل مردود و غیر قابل قبول است . این کلماتی که از دهان خطیب مورد نظر بیرون امده از لحاظ قوانین و تشریعات زمینی و اسمانی محکوم و قابل مجازات است. وی در خطبه های خود ادعا نموده که شیعه قصد محاصره کردن عربستان سعودی از منطقه ی جنوب به کمک حوثی ها را دارد ونیز نقشه دارد که از منطقه ی شمال و شرق نیز این سرزمین را مورد تعدی و محاصره قرار دهد. این یک تحلیل سیاسی است و خطبه های نماز جمعه محل ارائه ی تحلیلات سیاسی نیست وی قصد دارد با تعمیم دادن عنصر ظلم به شیعه و علی الخصوص شیعیان ایران که از نظر او قصد دارند تمامی سرزمین های عربی و منطقه را تصرف نمایند مردم را دچار شبهه کند در حالی که موضوع اصلا ربطی به نقشه ریزی از سوی ایران نداشته و ندارد. این خطیب ادعا نموده که اصل شیعیان مجوسی هستند و همه اهل بدعت می باشند و برای اثبات مدعای خود به صفحات تاریخ گذشته رجوع نموده و گفته که طبق شهادت تاریخ دشمنی وعداوت شیعه علیه اهل سنت و جماعت یک عداوت تاریخی و مستمر و هموارگی است چرا که این شیعیان بودند که با همکاری با سپاه مغول دولت بنی عباس را به زیر کشیدندخوب سوال اینجاست که این موضوع چه ربطی به مردمی دارد که برای ادای نماز جمعه به مسجد آمده اند و چرا باید با یاد آوری صفحات گذشته ی تاریخ و یاد آوری اختلافات و جنگ های صورت گرفته در زمان های خیلی دور در ذهن نمازگذاران الغای شبهه نمود و ذهن آنها را متوجه ی اختلافات کرد و کلا اختلافات را در ذهن آنها زنده کرد هدف و سود حاصله از این کار چیست؟ این خطیب به همین مقدار هم بسنده نکرده و پا را از حد فراتر گذاشته و آیت الله سیستانی را بدون داشتن هیچ حقی آماج توهین و هتک قرار داده تا جایی که گفته : این پیرمرد سالخورده یک زندیق فاجر است خوب حالا باید پرسید که آیت الله سیستانی به موضوع چه ارتباطی دارد؟ در حالی که حوثی ها در خصوص درگیریشان با دولت تنها از ایشان خواستند که بین آنها و دولت واسطه شود و هیچوقت از علمای مسلمان و یا الازهر و یا پیشوایان دینی در مکه نخواستند که در خصوص حل مشکل به عنوان واسطه وارد میدان شوند حالا اگر یک طرف سیاسی از ایشان خواسته که به عنوان واسطه وارد میدان شده و در زمینه ی حل مشکل کمک کند گناه آیت الله سیستانی چیست؟ چرا باید این آقا ایشان را به زندقه و فجور متهم کند و یا اصلا ایران این وسط چه نقشی دارد ؟ چه کسی و یا چه مرجع قانونی به این آقای خطیب اجازه داده که به دیگران توهین کند و آنها را متهم به فسق و فجور نماید؟ و چرا وی با این کار های خود سعی در بر هم زدن روابط بین کشورها دارد او فکر می کند که کیست؟و چرا حد و اندازه ی خود را رعایت نمی کند و پا را از گلیمش فراتر می نهد؟ تمامی این سوالات باید از سوی موسسات و مزاکز دینی ما از وی پرسیده شود که حرمت تریبون نماز جمعه را نگه نداشته و از آن استفاده ی ابزاری می کند و بی آنکه از بینش سیاسی بر خوردار باشند و یا اینکه الفبای سیاست را بدانند در این مکان مقدس اقدام به ابراز نظر سیاسی می کند . این خطیب آنگاه پا را از گلیم خود درازتر نموده که به این حد و اندازه بسنده نکرده و به شیعیان ساکن در عربستان سعودی نیز توهین نموده است و گفته : اگر هوشیاری سازمان امنیت و دستگاه های امنیتی در عربستان نبود آنگاه می دیدید که این شیعیان مصدر صدور چه قبیل افعال و کار هایی می شدند که موجبات دردسر همگان را فراهم آورند.این ادعای وی در حالی است که همه می دانند که شیعیان ساکن در عربستان سعودی از وفادار ترین مردم در این کشور هستند و هیچوقت مصدر تهدید و خطر آفرینی برای مردم و دولت عربستان نبوده اند این خطیب ظاهرا فراموش کرده که مجموعه دردسر هایی که امروزه در عربستان سعودی شاهد آن هستیم همه و همه از جانب یک گروه محدود موسوم به فرقه ی ضاله صادر می شود که اتفاقا سنی هم هستند و هیچوقت شیعیان نبودند که در این کشور دست به اعمال تروریستی زدند . ما همه می دانیم که دولت عربستان سعودی در برابر این توهین ها ساکت نخواهد ماند چرا که این دولت در امر رعایت عدالت و انصاف از معروفیت خوبی بر خوردار است و همواره در عرصه ی تقریب بین مذاهب اسلامی از نقش پر رنگ و فعالی بهره ور است و دراین خصوص می توان از آن به عنوان یک پیشگام یاد نمود . وقتی کسی مجموعه صحبتها و ادعاهای واهی این خطیب را می شنود یک سوال انکاری در ذهنش تداعی می شود و این علامت سوال در ذهنش نقش می بندد که : مجموعه فعالیت ها و تلاش هایی که در عرصه ی تحکیم پایه های تقریب بین مذاهب اسلامی از سوی علما و پیشوایان مذهبی صورت گرفته به کجا رفته است و نیز مجموعه تلاش های عربستان سعودی در خصوص گفتمان دینی از ژوئیه ی سال 2003 را چه شده است؟اگر به خاطر داشته باشیم این کشور عربستان سعودی بود که همواره در عرصه ی سمینار های گفتمان بینا دینی نقش پر رنگی را ایفا می نمود که نمونه ی بارز آن سمینار گفتمان ادیان در سال 2008 بود که در شهر جده برگزار شد و بیش از هشتصد نفر از برجسته ترین علما و دین پژوهان سنی و شیعه در آن شرکت جستند و ملک عبد الله با سخنرانی خود این سمینار را افتتاح نمود و در قسمتی از سخنان خود گفت: من از برگزار کنندگان و شرکت کنندگان در این سمینار می خواهم که در عرصه ی پالایش جهان اسلام از سطحی نگری و کژ اندیشی تلاش نمایند و ریشه ی جهل و نادانی را بخشکانند ما در این سمینار گرد آمده ایم تا ندای گفتمان بینا دینی باشیم و روش جدال با موعظه ی حسنه و استفاده از ابزار حکمت را سر لوحه ی دیدگاه های خود قرار دهیم. عربستان سعودی همچنین در دسامبر سال 2005 میزبان سران در مکه ی مکرمه بود که در آن سران کشورهای اسلامی حضور یافتند و همگان نسبت به صدور فتواهای تحریک آمیز و بلوا ساز سخن گفتند و آن را محکوم نمودند و در بیانیه پایانی این سمینار به صحیح بودن اعتقادات کلیه ی پیروان مذاهب اسلامی اذعان نمودند تا بدین وسیله بتوانند راه را بر فتواهای بلوا سازی که موجب انجام عملیات ترور در عراق شده بود ببندند و نیز سمینار سال 2005 عمان که در بیانیه ی پایانی آن تکفیر نمودن پیروان مذاهب اسلامی جایز خوانده نشد و نسبت به حرمت خون مسلمانان با تمامی اعتقادات و گرایش های مذهبی خاص خود مورد تاکید قرار گرفت و نیز سمینار دوحه و سمینار تقریب بین مذاهب اسلامی که در سپتامبر 2003 در بحرین بر گزار گردید که در آن سمینار به موضوع وحدت و گریز و پرهیز از تفرقه تاکید شد . با در نظر گرفتن تمامی مسائل و موضعات فوق شنونده بعد از شنیدن مجموعه صحبتها و ادعاهای واهی آن خطیب که در نماز جمعه ابراز داشته این سوال در ذهنش خطور می کند که مجموعه نتایج حاصل از آن همه سمینار و نشست چه بوده و به کجا رفته است؟ و از همینجاست که باید مجموعه موسسات و سازمان های اسلامی و ایسیسکو و کلیه ی سازمان ها وموسساتی که در زمینه ی اسلام و دین اسلام فعالیت می کنند وارد عرصه شده و با اتخاذ مواضعی محکم و صریح و به دور از هر گونه جانبداری و لفافه گویی این قبیل اقدامات را به شدید ترین وجهی محکوم نمایند چرا که این قبیل ادعاها ثمره ای جز تفرقه افکنی و تشتت آفرینی نداشته و ندارد چرا که ظاهرا این قبیل اعمال که مجال را برای افرادی که خواهان پاشیدن بذر تنفر و کینه ورزی در بین جامعه ی مسلمانان هستند باز نگه می دارد آیند ه ی فرهنگ گفتمان دچار نوعی خفقان خواهد شد. اگر به موقع وارد عرصه شده و در محکوم نمودن این اقدامات بکوشیم که در حقیقت جلوی یک حرکت ناراست و نا سالم را به موقع گرفته ایم و آن را در نطفه خفه نموده ایم والا باید گفت: خدا حافظ سمینارهای تقریب. نکته ی جالب توجه این است که یک خانم نویسنده اهل عربستان سعودی به نام سمر المقرن در روزنامه ی العرب چاپ قطر نوشته : من یک زن سنی مذهب هستم و 100% با سیستانی از نظر فکری و از نظر سیاسی مخالفم و هم عقیده نیستم و با او اختلافات زیادی دارم ولی حقیقتا وقتی صحبتهای این خطیب را شنیدم که چگونه به شیعیان و سیستانی اهانت نموده بسیار ناراحت شدم چرا که معتقدم کار این خطیب به نوعی ریختن آب به آسیاب دشمن و ایجاد تفرقه در بین صفوف متحد مسلمانان بوده است چطور ایشان به خودش اجازه داده به فردی که هم از نظر علمی و هم از نظر سنی و هم از نظر موقعیت سیاسی خیلی از او جلوتر و بالاتر بوده و اهمیت بسیار بالایی دارد اینگونه توهین کند و بذر کراهت و تنفر را در قلب مردم بپاشد و او را زندیق فاجر خطاب کند اصلا فرض را بر این می گذاریم که فاجر بودن فرد بر وی محرز و ثابت شده است آیا این اولین درس در حیطه ی ادب سیاسی نیست که انسان باید مواظب زبان و گفتار خود باشد؟چگونه است که فردی به خود لقب داعی می دهد و ادعای داعی بودن را دارد و آنوقت اینگونه از مواضع و حدود ادب تجاوز کند و حریم شکنی نماید ظاهرا ایشان نمی توانند بر اعصاب خود مسلط باشند و بی مهابا زبان به دشنام می گشاید و دیگران را مورد هتک و توهین قرار داده و بالنتیجه بذر کین و نفرت را در بین مردم می پاشد و عنصر تنفر را در دلهای آنها تقویت می کند.ما باید در برابر اینگونه اقدامات از خود موضع نشان دهیم و علی الخصوص این وزارت اوقاف و امور اسلامی در عربستان است که باید در این عرصه پیشگام باشد و اجازه ندهد که اینگونه اقدامات که از سر شتابزدگی انجام می شود موجبات خلل آفرینی و شبهه آفرینی در خصوص افکار و اندیشه های پادشاه عربستان را فاراهم آورد که به هیچ وجه این قبیل موضوعات سنخیت ندارد و در معرض ابهام قرار دهد.
منبع : <#f:289/>
تعداد نمایش : 1962 <<بازگشت
جستجو
جستجوی پیشرفته جستجوی وب
banners
پرتال امام خمینی (ره)

پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري

رياست جمهوري

بنیاد سعدی

دانشگاه پيام نور - نمايندگي قطر

کتابخانه دیجیتال پیام نور

دبیرخانه انجمن اندیشمندان ایران و جهان عرب

سفارت جمهوري اسلامي ايران -دوحه

تقريب

وب سايت اي فيلم

سايت حج و زيارت

مدارس ایرانیان در قطر و بحرین

ایرنا

islamic school

کتابخانه سازمان

سال حمایت از کالای ایرانی
vote
نظرسنجي غير فعال مي باشد
UsersStats
Visitorsofpage: 29282
Visitorsofday : 151
Visitorsofpage : 1515226
Onlinevisitors : 3
PageLoad : 1.5938

صفحه اصلی|ايران|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|سوالات متداول|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت